ببخشید
امشب یعنی همین چندساعت قبل ازخواب همش صندلی میذاشتی میرفتی بالاظرفای توسینک رومیشستی نفهمیدم کمی شادی وهیجان ازخودم درکردم توهم دیگه ول کن نبودی
آخرسررضاآوردت پایین باکمی جدیت(آخه بابارضابه شدت وعاشقانه دوستت داره )توهم که حساس شروع کردی توبغلش گریه کردن
ولی بانوازشاش آروم شدی
آخه دخترم میترسیدیم خدای نکرده بیفتی خوب ببخشیدتوهم خیلی شیطون شدی...
بعضی وقتااصلاحرف گوش نمیدی
آرشیداالان که دارم برات مطلب مینویسم توخواب حرف زدی خخخخخخخ اینقدتوخواب بامزه حرف میزنی نفسم میخوام بوخورمت ای جووووووونم عمرم نفسم .....


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ببخشید
