خواب شبانه!!
عزیزترینم شبهاموقع خواب میری یه کتاب ازبین کتابهای زیادی که داری انتخاب میکنی که من بایدبخونم برات ویه کتابم ازاونایی که خودت حفظی برای خودت میاری که بعدازمن بخونی
وبعضی وقتابایدیه قصه هم ازحفظ برات بخونم امشب گفتی شنگول ومنگول بخونم وبعدازتموم شدن قصه آرشیداخطاب به من ودرحالی که من مثلاآقاگرگم:آقاگرگ؟مامی:باصدای کلفت بلهههههه؟آرشیدا:چراشنگول ومنگول وحبه انگوروخوردی؟؟!مامی:چونکه گشنم بود..آرشیدا:خوب میرفتی خونتون روگازبراخودت غذامیپختی دیگه!!!
مامی:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خواب شبانه!!
