آرشیداآرام جانآرشیداآرام جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

آرشیداخورشیدخونمون

مهمونی

1392/6/25 20:20
526 بازدید
اشتراک گذاری

دیروزناهارخونه مامان جون (مادربزرگ مامی)رفتیم وشمامثل همیشه خانوم ومودب بودی والبته کمکم میکردی توچیدن سفرهلبخندتوکارمیکردی وحاجی(بابابزرگم)کلی قربون صدقه ات میرفت آخه تواولین نتیجه‌اش هستی.هزاران سال زنده باشهقلببعدهم برهان جون اومدکه نوه دایی من هست وخیلی جیگرهماچوشمامثل همیشه جوری رفتارمیکردی که انگارچندسال ازش بزرگترینیشخند(20ماه بزرگتری)اون اسباب بازیهاشومیریخت زمین وتوجمع میکردی.غذامیخوردبادستمال دهنشوپاک میکردی خیلی عشقی ماچخلاصه شعراتونوخوندین وباهم بازی کردین وکلی بهت خوش گذشت.البته خسته هم شدی چون به خواب بعدازظهرعادت داری نفسم.الانم توخواب نازی آروم جوووونم .اینم بگم که همش بامامانی اکی بودی یعنی مثل همیشه که مامانی رومیبینی ومنویادت میرهناراحتچشمک(ایشالاسایه مامانی وباباذبی هزاران سال برسرت مستدام)قلبآرشیداآماده مهمونی رفتن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)